»احادیث مذهبی :
امام حسین (ع) میفرمایند : عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)

مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)

مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)

۱ـ۳٫ ممنوعیّت تفسیر به رأی

الهی بودن، محکم بودن و قیّم بودن قرآن کریم اقتضا می‌کند از دستبرد اندیشه‌های غیر ناب، برداشت‌های ناصواب و غیر منطقی به دور باشد. نفی تفسیر به رأی مصونیتی برای مفسّر و منطقی کردن شیوه‌ها و برداشت‌های ما از آن است.

۲٫ مبانی خاص تفسیر اجتماعی
۲ـ۱٫ امکان تفسیر علمی قرآن

پس از اینکه امکان تفسیر و جواز آن به عنوان مبنا پذیرفته شد و از طرفی ممنوعیت تفسیر به رأی نیز از حریم قرآن کریم محافظت نمود، به نظر می‌رسد انحصار برداشت از قرآن کریم در یک حوزه و گروه خاص، امری غیر منطقی و مخالف با اهداف قرآن کریم است. نیم نگاهی به اشارات علمی قرآن، با موضوعات مختلف علمی که روشن‌گر در عرصه بهره‌مندی از آن در برابر مدعیان اصلاحات در جامعه بشری است، تفسیر علمی قرآن‌کریم را ممکن و بلکه لازم و ضروری می‌نماید (آقایی، روش‌شناسی تفسیر اجتماعی، ۲۸).

۲ـ۲٫ امکان استخراج قوانین جامعه‌شناختی در دو بخش تاریخی و اجتماعی از قرآن کریم

به طور قطع، قرآن‌کریم کتاب سرگذشت‌ها نیست بلکه کتابی است که بر اساس یافته‌های صحیح می‌تواند تبیین‌کننده نظام‌های مختلف در عرصه زندگی بشری باشد. تأملی در فلسفه بیان قصص با نگاهی ژرف، حکایت از یک ظرافت خاص یعنی عبرت‌آموزی از سرگذشت‌ها دارد. تأییدهای قرآن در این زمینه بسیار است (ر.ک: رعد/۱۱؛ آل‌عمران/ ۱۳۷؛ انبیاء/ ۱۰۵).

۲-۳٫ امکان ترسیم و تعیین اصول و قواعد نظام اجتماعی مطلوب از نگاه قرآن کریم

این مبنا به دلیل جایگاه آن در حیات بشری و تناسب آن با آرمان‌گرایی در تمام ادیان از جمله دین اسلام، زمینۀ بهره‌مندی از قرآن کریم در مسائل اجتماعی و حیات جمعی بشری را بیشتر می‌کند و آن را اصولی‌تر می‌نماید. تأملی در شعارهای محوری قرآن کریم در مورد جامعه سالم از قبیل عدالت، آزادی، برابری و مساوات، شاهدی زنده بر توان قرآن کریم در ارایه چنین آینده‌ای است.

۲ـ۴٫ وجود و امکان شناسایی مفاهیم، محورها و گزاره‌های ناظر به مباحث اجتماعی

زمینۀ بهره‌مندی و تفسیر اجتماعی از قرآن را فراهم می‌سازد. امروزه با مراجعه به ظواهر قرآن، بسیاری از محورها و مفاهیم در حوزۀ مبانی جامعه‌شناسی و موضوعات تخصصی در این وادی قابل شناسایی است که ضمن اصلاح مبانی این علم، زمینه آشنایی با انسان و جامعه را در ابعاد گسترده‌تری فراهم می‌سازد؛ برای مثال، می‌توان مباحثی از قبیل چیستی جامعه، عوامل عمده در زیست اجتماعی، ماهیت اصلی جوامع، اصالت و محوریت فرد یا جامعه را از آیات قرآنی استخراج نمود (همان، ۲۹ و ۳۰).

تفسیر اجتماعی

این مبنا به طور خلاصه می‌توان از تفسیر اجتماعی به استخدام علم جامعه‌شناسی برای تفسیر قرآن نام برد. در این‌گونه از تفسیر، مفسر به پیام‌های اجتماعی قرآن کریم می‌اندیشد. این نهضت جدید تفسیری بر آن است تا آموزه‌های اجتماعی دین را در متن زندگی مردم قرار دهد و با آنچه باعث انحطاط و عقب‌ماندگی مسلمانان شده، مبارزه کند. ویژگی مهم این گرایش، ایجاد تحول در تفسیر قرآن از فردگرایی به جمع‌اندیشی و تحلیل سرنوشت کلی جامعه مسلمانان است. در تفسیر اجتماعی قرآن موارد زیر مورد توجه قرار دارد:
۱٫ استخدام علوم اجتماعی برای توضیح آیات قرآن؛
۲٫ توجه به بعد اجتماعی قرآن در بیان نکات تفسیری؛
۳٫ تبیین آموزه‌ها و پیام‌های اجتماعی قرآن؛
۴٫ بهره‌جویی از آیات قرآن برای جهت‌دهی به مبانی علوم انسانی؛
۵٫ نظریه‌پردازی‌های اجتماعی بر اساس آیات قرآن؛
۶٫ استنباط اهداف، مبانی وروش‌ها و در نهایت نظام اجتماعی از قرآن.

اهمیت بررسی گرایش تفسیر اجتماعی

بی‌تردید، گرایش تفسیر اجتماعی قوی‌ترین جریان معاصر تفسیری است و امروز کمتر مفسری دیده می‌شود که از این جریان تأثیر نپذیرفته باشد. اندک مقایسه‌ای میان تفاسیر عصری و تفاسیر ادوار گذشته، این واقعیت به خوبی روشن می‌نماید که مهم‌ترین ویژگی تفاسیر متأخر، اندیشه اجتماعی آنهاست. جریان تفسیر علمی، تفسیر خردگرایانه تجربی، دفاع از حقوق زن، روش تحلیل‌گرایی در تفسیر و تفسیرهای سیاسی و حرکت‌زا نمونه‌هایی از تفسیر اجتماعی هستند. لذا باید این پدیده و واقعیت را شناخت، به مقایسه و ارزیابی مبانی و روش‌های تفسیری آن پرداخت و برجستگی‌ها و نقاط قوت و ضعف آن را بررسی و نقد کرد.
همچنین شکی نیست که برای برخورد با غرب و واکنش‌هایی از قبیل گریز و ستیز با دین، تفسیر اجتماعی می‌تواند به بخشی از شبهات فکری نسل جدید پاسخ دهد و نشان دهد که می‌توان در برابر این هجوم و جریان اسلام هراسی، به ارزش‌ها، معیارها و نگر‌ش‌ها ایمان داشت و به نیازهای نسل جدید پاسخ داد. در این‌باره برخی نوشته‌اند: در برخورد با غرب و تعارض‌ها با تمدن غربی در عرصه دین و دنیا، مفسران اجتماعی، به قوی‌ترین رکن هویت تاریخی خود (قرآن) متوسل شدند و به قرآن روی آوردند تا گمشده خویش و خود گمشده را پیدا کنند و قرآن عروة‌الوثقی نهضت اصلاحی و سرچشمه کسب نیرو و نشاطی شد که بتوانند با غبار عادت و تحریف و خرافه و رکود و رخوت مبارزه نمایند و آن را از چهره دین و دنیای خود بزدایند (خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ۳۵).

پیشینه تفسیر اجتماعی قرآن کریم

نهضت بیداری جهان اسلام در سده چهاردهم و پانزدهم قمری، همراه با داعیه بازگشت به قرآن و تلاش‌های فراوان برای نگارش و ارایه تفسیرهای جدید قرآنی برای مخاطبان، فرصت و فضای دیگری در عرصه قرآن‌پژوهی به وجود آورد که با نوفهمی‌هایی از قرآن، اولاً ایمان، شوق و حیات تازه‌ای از معارف دینی پدید آورد و ثانیاً اصول فکری و آرمان‌هایی نو بنیان گذارد که در سایه آن زندگی اجتماعی و سیاسی ـ فرهنگی دیگری را برای مسلمانان ارایه می‌داد. بر این اساس، نهضت فراگیر اصلاح اجتماعی و احیای دینی و نقد اندیشه دینی و مبارزه با بدفهمی‌ها شکل گرفت. اولین گام مؤثر در این زمینه از سوی سید جمال‌الدین اسدآبادی (۱۲۵۴ـ۱۳۱۴ق) و شاگردش شیخ محمد عبده (۱۲۶۶ـ۱۳۲۶ق) با تأسیس مکتب تفسیری خاص برداشته شد.
این نهضت جدید تفسیری بر آن بود که به جای تأکید بر ابعاد صوری و ادبی و مباحث آکادمیک در کتاب مقدس، به راه‌حل‌های زندگی توجه کند و آموزه‌های دینی را در متن زندگی مردم قرار دهد و با آنچه باعث انحطاط و عقب‌ماندگی آنان گشته مبارزه کند؛ از این‌رو، این حرکت، نقش مهمی در آگاهی بخشی اجتماعی مردم مسلمان و نیز خیزش و بیداری داشت و توسط مصلحان و به ویژه مفسران دیگر ادامه یافت و تحول ذهنی مسلمانان را فراهم ساخت؛ تحول از دیدگاه فردی به دین و آموزه‌های آن و به تعبیری دیگر، تحوّل از آخرت‌گرایی به دیدگاه اجتماعی و ارایه راه حل مشکلات مادی و معنوی مسلمانان و تغییر وضعیت ضعیف، فقیر، منحط و عقب‌افتاده آنان.
یکی از آثار این حرکت، مبارزه با رواج خرافات و وابستگی به عقایدِ سخیف و غلوآمیز بود که جایگاه واقعی دین را تضعیف می‌کند و آثار معنوی و منزلت دین را به چالش می‌کشد. نتیجه دیگر این حرکت، بازبینی در اندیشه سنتی دینی در حوزه‌های مختلف، به ویژه حیات اجتماعی، امور حقوقی و مسائل زنان بود.
پیش از این، مفسران با نگاهی فردگرایانه به پرده‌برداری از آیات می‌پرداختند و اگر دستورات و قوانین شریعت را از قرآن استخراج می‌کردند، فقط از این منظر می‌دیدند که وظیفه فرد چیست و چه باید بیندیشد و چه باید عمل کند، اما اینکه پیامد این آموزه‌ها چیست و شرایط اجتماعی چه اقتضایی دارد، در سطح کلان، جامعه و جهان چه می‌گذرد و وظیفه یک مسلمان در این شرایط چیست، چیزی نبود که در تفسیرشان بازتاب یافته باشد.
در حالیکه باید گفت قرآن کریم علاوه بر پرداختن به عقاید و احکام تکلیفی انسان، بسیاری از امور مربوط به زندگی اجتماعی بشر را بیان کرده است و این مسئله از گذشته‌های دور مدّ نظر مفسّران بوده است، اما در قرون اخیر، با حرکت اجتماعی سید جمال‌الدین اسدآبادی در مصر، نگاهی نو به تعالیم قرآن و اسلام شکل گرفت و شاگرد او محمد عبده این نهضت را در گرایش تفسیر اجتماعی متبلور ساخت و تفسیر همچون المنار شکل گرفت.
هرچند رشید رضا در المنار، در برخی موارد از اهداف سید جمال و عبده فاصله گرفته است، اما گرایش اجتماعی تفسیر، راه خود را ادامه داد و در مصر افرادی همچون شیخ احمد مصطفی مراغی (تفسیر مراغی) و سید قطب (فی ظلال القرآن) و در سوریه قاسمی (محاسن‌ التأویل) و در ایران علامه طباطبایی (المیزان) و آیت‌الله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه) و آیت‌الله طالقانی (پرتوی از قرآن) و در لبنان محمد جواد مغنیه (الکاشف) و علامه سید محمد حسین فضل‌الله (من وحی القرآن) این راه را ادامه داده‌اند (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (۱)، ۳۴۷).
همچنین بزرگانی همچون شهید مطهری۶ و شهید سید محمدباقر صدر۶ نیز زمینه‌های فراوانی را در بهره‌مندی از قرآن کریم در عرصه‌های اجتماعی فراهم و تبیین نمودند؛ چنان‌که امام خمینی۶ به گونه‌ای عملی و متأثّر از مکتب اسلام ناب، قرآن را در صحنه زندگی اجتماعی مسلمانان احیاء کرد.
همچنین آثار متعددی از قبیل جامعه وتاریخ (مصباح یزدی)، جامعه انسانی از دیدگاه قرآن (شهید محمد باقر حکیم)، قرآن و عقاید اجتماعی (عزت‌الله رادمنش)، مدخل الی علم الاجتماع‌الاسلام (یوسف شلمت)، بناء المجتمع‌الاسلامی ونظم ودراسته فی علم الاجتماع الاسلامی (نیل سمالوطی)، عناصر المجتمع فی القرآن‌الکریم (شهید محمد باقر صدر) و المجتمع بحوث فی المذهب الاجتماعی القرآنی (محمد عبدالجبار) در جهان عرب و ایران این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند (آقایی، روش‌شناسی تفسیر اجتماعی قرآن، ۱۲).
چیستی تفسیر اجتماعی
گرایش‌های تفسیر قرآن بر اساس باورها، افکار، جهت‌گیری‌ها، سبک پردازش، تخصّص علمی وسلیقه‌های مفسّران قرآن به شیوه‌های فرعی دیگری از جمله سبک‌های تفسیری (الوان تفسیر) تقسیم می‌شود. در توضیح این قسم می‌توان گفت مفسّران قرآن بر اساس تخصّص یا علاقه به یک علم یا مبحث خاص، در تفسیر به سوی همان مبحث یا علم رفته و مطالب مربوط به آن را در تفسیر خود بیشتر مطرح کرده‌اند؛ از این‌رو، گرایش‌ها و سبک‌های تفسیری متفاوتی به وجود آمده است. مانند گرایش‌ها و سبک‌های ادبی، فقهی، اجتماعی، عرفانی، اخلاقی و تاریخی و… (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر (۱)، ۳۳).
گرایش اجتماعی در تفسیر قرآن کریم را نیز می‌شود چنین شرح داد که قرآن کریم همان‌طور که به عقاید و احکام تکلیفی انسان می‌پردازد، بسیاری از مطالب مربوط به زندگی اجتماعی و فردی بشر را نیز بیان می‌کند. این بعد از قرآن، از دیرباز مورد توجّه مفسّران بوده و به تفسیر آیات مربوط به آن پرداخته‌اند. به طور کلی، مفسّرانی که به این گرایش تفسیری روی آورده‌اند، به عناصر زیر توجّه بیشتری کرده‌اند:
۱٫ به آیاتی از قرآن که مسائل اجتماعی را بیان می‌کند، بیشتر پرداخته‌اند.
۲٫ به مشکلات مسلمانان در عصر خویش توجّه کرده و آیات قرآن را بر زندگی عصرخود تطبیق نموده و درمان مشکلات اجتماعی را در قرآن جستجو کرده‌اند.
۳٫ به آموزه‌های تربیتی و ارشادی قرآن توجّه خاص داشته‌اند.
۴٫ به عقل و علوم تجربی قطعی در تفسیر قرآن اهمیّت داده و از روش تفسیر عقلی و علمی استفاده کرده‌اند.
۵٫ در این گرایش، روحیه‌ای اجتماع گرایانه داشته وآیات قرآن و احکام اسلامی را از زاویۀ فردی ندیده‌اند (همان، ۳۴۸).
البته تفسیر اجتماعی از سوی این دسته از مفسران یا تفسیر پژوهان تعریف نشده است، اما با پژوهشی میدانی می‌توان به دو گونه از گرایش در این تفاسیر برخورد کرد:
۱٫ تفسیرهایی که بیشتر به نظریه‌پردازی قوانین اجتماعی قرآن می‌پردازند؛
۲٫ تفسیرهایی که به احکام اجتماعی توجه دارند.
از این‌رو، مبنای شناسایی تفاسیر قرآن با گرایش اجتماعی، آثار و علایمی است که از این تفسیرها به دست آید.
مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)

مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)

منبع:فارس نیوز

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “مسائل اجتماعی قرآن(بخش دوم)”

قالب وردپرس